تبليغاتX
زندگی رویایی - عید مبعث
بیشتر در مورد خانمها وکودکان اگه حوصله داشتم آقایون هم......

محمد امين (ص) قبل از شب 27 رجب در غار حرا به عبادت خدا و راز نياز  پرداخت و در عالم خواب رؤياهايی مي ديد راستين و برابر پروردگار بزرگش برای پذيرش وحی بتدريج آماده مي شد . 
درعالم واقع روح الامين، جبرئل بزرگ، فرشته وحي مامور شد آياتي از قرآن را براو بخواند و او را به مقام پيامبري مفتخر سازد . محمد ( ص ) در اين هنگام چهل سال بود.تنهايي و توجه خاص او در غار حالتي  غريب در او ايجاد مي نمود .حالتي وصف ناشدني ،ترس و ابهام از يك طرف و شعف و سبك بالي از سوي ديگر .و به ناگاه در شبي از اين ليالي پر قدر فرشته وحي به يكباره بر او نازل گرديد با اين پيام :

اقرأ باسم ربک الذی خلق . خلق الانسان من علق . اقرأ وربك الاكرم.الذي علم بالقلم.علم الانسان ما لم يعلم .

بخوان به نام پررودگارت كه آفريد .او انسان را از خون بسته .بخوان به نام پروردگارت كه گرامي تر و بزرگتر است .خدايي كه نوشتن آفريد .به انسان آموخت آنچه را كه نمي دانست .
فرشته وحي به او فرمان خواندن داد ولي حضرت بيان داشت خواندن نمي دانم .اما بار ديگر همان جمله را شنيد ،فرمود من امي و درس ناخوانده ام و شنيد بخوان ،اين بار روح الامين او را سخت فشرد و محمد(ص)دريافت كه اين بار مي تواند و بدين ترتيب جبرئيل ماموريت خويش را به انجام رساند .

آن حضرت از كوه پايين آمد و به خانه همسر مهربانش خديجه رفت .واقعه عجيبي را كه بر او گذشته بود با وي در ميان گذاشت .او را دلداري داد و گفت بدان كه خداوند مهربان هرگز به تو كه با خانواده ات مهربان هستي و از ستمديدگان و محرومان دستگيري مي كني بد نخواهد كرد و ترا تنها نمي گذارد و او دانست كه ماموريت بزرگ شويش آغاز شده است .حضرت فرمود مرا بپوشان تا لختي بياسايم ،خديجه چنين نمود و محمد (ص) به خوابي آرام فرو رفت .

خديجه به منزل عموزاده اش ورقة ابن نوفل كه از دانايان عرب بود در آمد .و شرح ماوقع را بيان داشت ورقه اظهار داشت كه پروردگار بزرگ براي شويت ماموريتي بس عظيم قرار داده و اراده خداوند بر رسالت محمد قرار گرفته است و او همان آخرين پيامبر موعود است .

و بدين ترتيب پيامبر رحمت در سن 40 سالگي براي نجات و سعادت ابناء بشر به مقام نبوت رسيد .او آمد تا براي همه آدميان الگويي باشد نمونه تا رسم چگونه زيستن را به آنان بياموزد و راه هدايت را به انسانها بنماياند.

آري محمد امين، پيامبر رحمت و ختم مرسلين براي هدايت و سعادت ما آمد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 11:34  توسط سارا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سارا هستم .
27سالمه. سعی میکنم مهربون باشم...
از آدمهای بداخلاق بدم می آد...
درباره کودکان ومسائل خانواده مطالعه وتحقیق می کنم...
می خوام تلاش کنم برای کسانی که به اینجا سری میزنن مطالب قابل استفاده ای بذارم...
اگه دوست داشتید منو با نظراتون راهنمایی کنید...

نوشته های پیشین
مهر 1388
خرداد 1388
اسفند 1387
آذر 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
پیوندها
موبایل
نوید جون گل مامان و بابا
مرداب تنهايي
Upload Image
دانلود عکس وآهنگ با محمد
رهاورد عشق
بینوا
دفتر دانش ما جمله بشویید به می
عشق ابدی نوید و سارا
برای تو"گلواژه هاي هستي"
زندگی پوچ
کبوترخانه
گروه نرم افزاری جاهد
داداش 5555
قلمدونی من.....
ت مثل تنهایی
عشقولانه
سلام دوست من
خاطرات تارا
سایبون عاشقی
وبلاگی برای یک دوست ( نیلوفر )
دودلی
دنیای زیست باسارگل
دختران حوا-پسران آدم
زری جون
ساقی عشق.....سایه
جوک،شعر،اس ام اس
عشق پارلاق
دیوار ( نگین )
ماه من ( داوود و مهتاب )
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
رضا اف کام